موسسه حقوقی متین
1396/09/20
عنوان : آیا می دانید اجازه دادگاه برای ازدواج دختر چگونه است؟

بی شک همانطور که در عرف نیز شاهد آن هستیم، احترام به والدین و رضایت خاطر از جانب آنان از سوی فرزندان (چه پسر و چه دختر) امری بسیار پسندیده است. قانون، نکاح دختر باکره (دختری که هنوز ازدواج نکرده است) را منوط به اخذ اذن از جانب پدر یا جدّ پدری (ولی قهری) دانسته است و در شرایطی که ولّی قهری (پدر یا جد پدری) نسبت به این امر مخالفت ورزد، دختر می تواند مردی را که تصمیم به ازدواج با او دارد را به طور کامل به دادگاه معرفی نماید. (سن، شغل، سلامت جسمی، شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده است و ... ) و از دادگاه تقاضا نماید اجازه ازدواج او را با مردی که معرفی نموده است، صادر نماید. دادگاه نیز با توجه به مصلحت دختر و بررسی دلایل مخالف پدر یا جد پدری چنانچه ممانعت موجه نباشد و مرد نیز دارای شرایط کافی برای ازدواج با دختر باشد به دختر اجازه ازدواج می دهد و دختر می تواند با مراجعه به دفاتر ثبت ازدواج، عقد نکاح را جاری ساخته و آن را ثبت نماید. اما چنانچه دلایل پدر یا جد پدری موجه باشد، دادگاه نیز مخالفت خود را با این ازدواج صادر می کند زیرا آنچه اهمیت دارد مصلحت دختر است. فلذا خود اجازه ازدواج توسط پدر فقط برای رعایت مصالح و منافع عالی و حمایت از دختر است.

طرح بحث:
اساساً تعیین سن ازدواج از سوی قانونگذار 13 سالگی برای دختر و 15 سالگی برای پسر در نظر گرفته شده است. اما ازدواج قبل از فرا رسیدن این زمان نیز به اصرار و اذن ولی قهری به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح نیز امکان پذیر است.
ازدواج وسیله ای برای رشد و کمال، تأمین سلامت جامعه و بقای نسل است و نقش عظیمی در توسعه تمدن بشری دارد. پس برای نهادن خشت اول شناخت و بصیرت لازم است. ازدواج با سایر مناسبات زندگی متفاوت است. با پذیرش مسئولیت و قبول تعهدات همراه است. در ازدواج سرنوشت زن و شوهر لاجرم به هم گره می خورد و در هم تأثیر می گذارد. در تشکیل خانواده نوعی اتحاد و همبستگی مالی و عاطفی مورد نظر است. رابطه زناشویی یکی از قوی ترین رابطه های انسانی است و در پی ریزی بنای زندگی مشترک، قصد و رضایت کامل طرفین اصل است. ازدواج به اجبار و اکراه پذیرفتنی نیست اما واقعیت آن است که امر ازدواج از چنان اهمیتی برخوردار است که تبعات شکست آن بسیار سنگین و طاقت فرسا می باشد. به همین دلیل قانون مدنی در ماده 1043 ازدواج دختر باکره را به اجازه پدر یا جد پدری منوط نموده است.
دخالت دادگاه چه قبل از سن ازدواج و چه بعد از آن به شرحی که ذکر شد از جهت بار اثباتی طی تشریفات را بر عهده دختر می گذارد و از مسئولیت دفترخانه ازدواج می کاهد؛ چه آنکه صلاحیت دادگاه در تشخیص این مصلحت شایسته تر است. اما نکته قابل بحث، میزان مداخله دادگاه در این مصلحت اندیشی است. بنابراین دادگاه می تواند تا حدی بدون تأثیرپذیری و جانبداری و با در نظر گرفتن شرایط طرفین چون هم کفو بودن (همسان بودن مذهبی چه از لحاظ مذهبی و یا تمکن مادی و معنوی، عدم وجود فسق و شرارت و از این دست)، به بررسی و تحقیق پرداخته و اذن یا عدم اذن خود را بدین منظور اعلام نماید. همچنین در صورت غیبت یا عدم دسترسی به ولی قهری نیز دختر می تواند با اذن دادگاه نسبت به ثبت ازدواج خود در دفترخانه ازدواج اقدام کند. بنابراین چنانچه آنها در قید حیات نباشند یا محجور بوده و یا تحت قیمومت باشند دختر در ازدواج استقلال دارد و اجازه شخص یا مرجع دیگری را لازم ندارد.

تحلیل موضوع:
آنچه مسلم به نظر می رسد لزوم طی کردن تشریفات یاد شده، از سوی دختر است که اساساً عدم انجام ترتیبات آن نه تنها ثبت ازدواج را در دفترخانه ازدواج مجاز نمی داند بلکه اگر این ازدواج ثبت شود، مسلماً تعقیب انتظامی سردفتر را در پی خواهد داشت. و همچنین از نظر ماهیتی نیز می تواند تولید اشکال کند، مگر اینکه پدر یا جد پدری آن ازدواج را تنفیذ کند. ولی در حالتی که ولی قهری آن را تنفیذ ننماید، بحث ابطال یا صحت این ازدواج مطرح می شود.
بنابراین ازدواج دختر بدون اجازه ولی نافذ نیست البته اجازه ولی تنها در صورتی که ولی بدون علت موجه از دادن اجازه خودداری نماید و در صورتی که با وجود خواستگار مناسب و هم کفو با دختر و تمایل دختر به ازدواج، ولی بدون دلیل موجه از دادن اجازه خودداری نماید اجازه او دیگر معتبر نمی باشد و دادگاه باید تعیین تکلیف کند. همچنین اگر ولی دختر غایب باشد و به او دسترسی نباشد در این موارد دادگاه به جای ولی اجازه ازدواج را صادر می کند.

آیا مادر نیز اختیار دارد ازدواج را اجازه بدهد یا رد کند؟
اجازه ازدواج دختر باکره فقط با پدر و جد پدری است و هیچ کس دیگری از نقطه نظر قانون نمی تواند در امر ازدواج مداخله نماید اما دادن مشورت بلامانع است. و دختر نیز بهتر است پس از مشورت با دیگران و بهره مندی از نظرات افراد دلسوز ازدواج نماید.

موادی از قانون مدنی:
ماده 1043 قانون مدنی: نکاح دختر باکره اگرچه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه پدر یا جد پدری است و هرگاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده پس از اخذ اجازه از دادگاه خانواده شخصاً به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج افدام نماید.
ماده 1044 قانون مدنی: در صورتی که پدر یا جد پدری در محل حاضر نباشد و استیذال از آنها عادتاً غیرممکن بوده و دختر نیز احتیاج به ازدواج داشته باشد؛ وی می تواند اقدام به ازدواج نماید.
تبصره: ثبت این ازدواج در دفترخانه منوط به احراز موارد فوق در دادگاه مدنی خاص می باشد.

print